الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
378
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) اين مطلب چنان كه مىبينيد تصريح بر اين دارد كه آنچه از قرآن در دوران كتمان نازل شده ، پنج سورهء قبل از مسد بوده است . امّا مسد اوّلين سورهاى بوده كه در دوران اعلان عمومى نازل شده است . اين خبر از ابن جبير و ابن عباس روايت شده است و خبر انذار در يوم الدار براى خويشاوندان نزديك ، يعنى دعوت خاصّه كه بين دوران كتمان و اعلان بوده است ، نيز از آنها روايت شده است كه اين دو با هم جمع نمىشود . لكن شكى نيست كه سورهء تبت با دوران كتمان سازگارى ندارد ، چگونه مىتوان بين آنها را جمع كرد ؟ ( 2 ) همچنين طبرسى در مورد قول خداوند : « وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ » ؛ از ابن عباس روايت كرده است كه گفت : هنگامى كه اين آيه نازل شد ، رسول الله صلّى اللّه عليه و آله بر بالاى صفا رفت و فرمود : يك خبر مهم ! پس قريش در اطرافش جمع شدند و گفتند : تو را چه شده است ؟ فرمود : من انذار كنندهء شما از عذابى شديد هستم . پس ابو لهب گفت : اف بر تو باد ، آيا براى اين ما را جمع كردى ؟ پس خداوند نازل كرد : « تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ » تا آخر سوره . « 1 » اين نيز هم با دعوت خاصه در يوم الدار براى خويشاوندان نزديك منافات دارد و هم با خبر ابن عباس در ترتيب نزول ؛ زيرا اقتضا مىكند كه سورهء مسد بعد از شعراء يا بالعكس نازل شده باشد يا آيهء انذار و آنچه از سورهء شعراء كه ملازم با آيهء انذار است را استثنا كنيم و چنين چيزى از او نقل نشده است . ( 3 ) لكن طبرسى نيز روايتى را نقل كرده كه شأن نزول سوره را بدون اين ملازمات بيان مىكند . او از سعيد بن مسيّب نقل مىكند كه گفت : امّ جميل دختر حرب ، خواهر ابو سفيان گردنبند گران قيمتى از جواهر داشت و اعلان كرد كه من آن را در راه دشمنى با محمد صلّى اللّه عليه و آله مصرف خواهم كرد ! طبرسى مىگويد : هنگامى كه نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله ابو لهب را از آتش جهنم ترسانيد ، او گفت : اگر آنچه را كه مىگويى حقيقت داشته باشد ، من تمام مال و فرزندانم را در راه مبارزه با تو به كار خواهم گرفت . « 2 » پس خداوند نازل كرد : « ما أَغْنى عَنْهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ » ؛ مال و منالش او را بىنياز نكرد . به زودى آتشى شعلهور او را در ميان گيرد و همسرش هيزمكش است كه طوقى از ليف خرما بر گردن دارد . ( 4 ) كه اين طناب در عوض گردنبند وى مىباشد و اين مستلزم آنچه كه دو خبر نقل شده از ابن
--> ( 1 ) . همان ، ج 8 ، ص 323 و تفسير التبيان ، ج 10 ، ص 427 . ( 2 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 852 .